Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ♥Zah RA♥Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ


گذشته

زمان داره میگذره اما خاطرات هر روز برام تدایی میشه

انگار یه غصه بزرگ توو قلبم هست که تا اخر عمر با من خواهد بود

من هرجا باشم هرجا برم هر کاری بکنم باز خاطراتی ک با زهرا داشتمو یادم نمیره

نمیدونم چرا میاد تو ذهنم حتی بعضا تووی خواب

خدایا تو کمکم کن

تا بتونم این غم رو تحمل کنم

نمیخوام بگم اما دارم ب بیماران سرطانی هم کمک میکنم

تا غم خودمو بتونم فراموش کنم

دیشب خواب دیدم زهرا پیامک داده اما جوابشو ندادم

پیامش این بود هنوز زنده ای!

.......

خدایا توکل به خودت

اما نمیتونم زهرارو حلال کنم که اینجوری قالم گذاشت


سه شنبه 26 شهريور 1398برچسب:,

|

کجاباید برم..

بعضی وقتا خیلی ناراحت میشم

حتی شبا تو خواب خاطراتی که داشتیمو میبینم

و قال گذاشتنش تدایی میشه

اگه بخوام با بهترین موقعیتها میتونم ازدواج کنم

خودمم انقدر معروفیت پیدا کردم همه الان سراسر ایران همه

میشناسن و فعالیتم زیاد شده

کجا باید برم...


شنبه 8 تير 1398برچسب:,

|

یعنی

زهرا که منو قال گذاشت ازدواج کرد

الان وضعم از هر لحاظ خوب شده

در 6استان نمایندگی دارم کم کم در تمام استانها نمایندگی افتتاح خواهد شد

از اینکه میگن خدا ادمو از فرش به عرش میبره کاملا حسش کردم

خودمم فکر نمیکردم اینطوری یهو پیشرفت کنم

اما هرچی خدا بخواد همون میشه

روزی به چشم زهرا هم میخوره نمایندگی هام و جا میخوره

من هیچ وقت حلالش نمیکنم و حتی وقتی هزینه هامو خواستم

جوابی نداد که مطمعن شدم از اولم قصدش سو استفاده بوده و بس البته

من قصدم گرفتن هزینه نبود چون الان این پولها پول خرد هم نیست برام

من هیچ وقت متوجه نشدم چرا با من چنین کاری کرد

حتی الانم عذابش ول کنم نیست

بالاخره روزی میرسه که میفهمه چه اشتباهی کرده..

الان اکثر داروخونه ها هم بنرهای تبلیغاتیم هست

و خداروشکر انقدر فروش زیاد هست که فرصت نفس کشیدن هم کمه

 نه تنها خودم بلکه خیلیا هم سود میبرن از کار من

زهرا یک روز ب خودت خواهی گفت یعنی این همون ادمه؟


دو شنبه 27 خرداد 1398برچسب:,

|

دوست دارم زهرا

 

 

      

 

 

                                 

         

civhl


یک شنبه 3 ارديبهشت 1398برچسب:,

|

پست آخر(پایان)

حرف آخر..خلاصه اینکه زهرا 6سال از من سو استفاده  های مکرر کرد

اون همه مشاور دانشگاه بهش گفت اگه دوسش نداری سرکارش نذار اینم متحمل هزینه میشه

همه استادها میگفتن زهرا دختر خوبی نیست اگه بود با این همه پسر برنامه نداشت

6سال تمام با دروغ هایی که گفت منو سرکار گذاشت حالا میفهمم زهرا دروغ گو بوده

خوش اومد سراغ من و گفت شمارتو نداشتم از بچه ها گرفتم

برنامه ریزی کرده بود من کارهای درسیشو انجام بدم 99درصد کارهای درسی زهرارو من انجام دادم

همه حرفهای خصوصیشو بهم میگفت ..همیشه میگفت با تو راحتم

حتی قضیه باردار شدن مادرشو هم بهم گفته بود..همیشه من کارهای درسیشو انجام میدادم

و حتی هزینه چاپ هم از جیب خودم میدادم اگه حساب کنه مبلغ زیادی بدهکار هست

اگه میخواست کارهاشو طرح هاشو میداد بیرون اما زهرا میخواست مجانی دربیاد کارهاش

و میخواست من کارهاشو مجانی انجام بدم اگه هزینه تمام کارهاشو حساب کنه...

همیشه اینو میگفت: انشالله زمانی بشه بتونم جبران کنم خوبیاتو محبتاتو(همش از جبران حرف میزد)

منظورش از جبران این بود که زنم بشه تا جبران کنه چون هردومون میدونستیم من برای هزینه کار نمیکردم

چون دوسش داشتمو میخواستم زنم بشه کاراشو میکردم...زهرا همیشه میومد این وبلاگ

و همه حرفارو میخوند و میدونست همه چیرو..اما منو قال گذاشت

من هیچ وقت حلالش نمیکنم و سرنماز از خدا یه چیز میخوام اونم اینه که زهرا از زندگیش خیر نبینه

از خدا میخوام جوری بزنه کمرش که یادش نره چجوری زندگی منو نابود کرد

انشالله زندگیش نابود بشه بدونه سرکار گذاشتن و سواستفاده کردن یعنی چی

همیشه میگفت منو حلال کن تورو خیلی اذیت کردم اما من هیچ وقت حلالش نمیکنم

زهرا اینجارو میخوند اگه منو نمیخواست چرا با من بود؟چرا کارهاشو به من میسپرد؟

چرا بهم میگفت من با پسری در ارتباط نیستم؟چرا همه حرفاشو بهم میگفت؟

چرا همش دروغ میگفت؟انقدر دروغگو هست که حتی مادرشم اینو میدونه دروغ زیاد میگه

کلی با هم تلفنی حرف میزدیم به مادرش میگفت دوستم نسیمه درحالی که با من حرف میزد

خلاصه تمام حرفاش و کاراش جوری بود که همیشه با هم بودیم ومیدونست میخوام زنم بشه

اما یهو بهم گفت داره نامزد میکنه و میخواد جواب بله بگه..من میدونم برای خودشم سخت بود که

منو قال بذاره بره میدونم ناراحت بود شاید به روی خودش نمیاورد اما از دلش خبر داشتم که ناراحته

وقتی با من تند حرف میزد که میخواد نامزد کنه زود میومد اینجا ببینه من چی نوشتم ناراحتم یا نه

همه چیزشو بهم میگفت..میگفت نمک نشناس نیست هیچ وقت یادش نمیره محبت های من

زهرا هیچ وقت حلالت نمیکنم منتظر جواب خدا باش..با من اینکارو کردی بهترین روزهای زندگیمو جوانیمو تلف کردی

که اخرش قالم بذاری اگه نمیخواستی زنم بشی چرا سراغ من اومد؟من داشتم فراموشت میکردم

اما تو اومدی سراغم..من نمیگذرم ازت...ضربه سنگینی به من زدی..نمیبخشمت

انقدر خدا بزرگ هست که جوابتو بده و روزی بیایی بگی حلالم کن اما من حلالت نمیکنم


شنبه 21 مهر 1397برچسب:,

|

کاملا ساده

سلام کمتر وقت میکنم بیام اینجااسپانیا بودم

خب واقعیت برملا شد..واقعیت اینه زهرا سالها میومد اینجا و همه چیو میخوند

از همه چی خبر داشت تا اینکه گفتم میایی اینجا و بهش ثابت کردم که میومده اینجا

دیگه نیومد اینجا..زهرا دونسته پا در مسیری گذاشت تا از احساس من سواستفاده کنه

اون این سالها داشته با آگاهی تمام از من سواستفاده میکرده تا کاراشو پیش ببره

براش این مهم بود که من براش کارهای درسیشو مجانی انجام بدمو تموم

من فکر میکردم تووی وجود زهرا هم حسی باشه اما لعنت ب این حس های الکی

زهرامنو6سال تمام سرکار گذاشت و همیشه به دروغ وانمود کرد با کسی نیست

درحالی که با خیلیا بوده و اشنا میشده هربار یه شماره جدید میگرفت تا با طرف مقابل اشنا بشه

تا نصف شب تلگرام انلاین بود من همیشه اینارو میدونستم و میدیدم داره چیکار میکنه

اما وقتی کارش گیر بود میومد سراغ من و ادعا میکرد با کسی نیست تا من کارشو انجام بدم

من هم ساده فکر میکردم همیشه بهم راست میگه کاراشو انجام میدادم هیچ... هزینه کاراشم من میدادم

خلاصه این سو استفاده های زهرا تا زمانی که درسش تموم بشه ادامه داشت

وقتی درسش تموم شد یه ادم دیگه شد و گفت میخواد نامزد کنه

دیگه وقتی کارهای درسیش تموم شد میخواست منو از سرش باز کنه

ومیومد اینجا میخوند هرچی مینوشتم حتی فهمیده بود از بعضی چیزا خبردار شدم زود رفت عکساشو پاک کرد

من انقدر ساده بودم و حرفاشو باور کرده بودم که حتی مقاله به اسم اون چاپ کردم

کلی هزینه دست من گذاشت زندگی منو نابود کرد فرصتهای ازدواج منو خراب کرد با دروغهایی که میگفت زهرا و 6سال تمام از من سواستفاده های زیادی کرد

من حتی شمارشو نداشتم خودش اومد سراغم چون بازم کار درسیش مونده بود

خلاصه زهرا یه ادم خیلی نمک نشناس و بی معرفتی دروغگویی بود که تمام حرفاش دروغ بود

قصدش با من بودن فقط سو استفاده بوداین 6سال

اگه غیر این بود زهرا چرا قالم گذاشتی؟

توجای من بودی فکرهای بدتر از اینو میکردی

من حلالت نمیکنم

منتظر پاسخ خدا باش


چهار شنبه 4 مهر 1397برچسب:,

|

رفتن

بعضی وقتا موندن در اینجا فقط زجر میده بهت خاطرات برات

هر روز خاطرات گذشته به ذهنت میادو غصه و غم قلبتو با تمام وجود میگیره

حتی اشک هم دیگه دردیو درمون نمیکنه

اما رفتن از اینجا شاید یکم از خاطراتو کمتر به یاد بیاره

خاطراتی که با زهرا داشتم...خدایا در عذابم درجریانی که

رفته بودم روسیه برگشتم چند روزه به خاطر صادرات رفته بودم

قراره اینبار صادر کنم اسپانیا شاید برم یه مدت اونجا

تنهایی و بیمعرفتی زهرا عذابم میده


پنج شنبه 22 شهريور 1397برچسب:,

|

زمان

بالاخر بی معرفتیو نامردی به شکلی درجامعه هست

اما نمیدونم خدا با من چرا این کارو کرد

زهرا با احساس و عواطفم بازی کرد

خدایا خیلی خیلی ناراحتم تو کجای پس

خدایا این همه سال ازت خواستم اخه چرا اینجوری قالم گذاشت

من موندمو تنهاییم

قلبم جوری شکست که هیچ وقت خوب نمیشه


پنج شنبه 22 شهريور 1397برچسب:,

|

غم تنهایی

از رفتن های کسی باید گفت که جز رفتن چیزی بلد نبود

انگار ادم رفتن بود نه موندن

چقدر زود براش تموم شدم بعد این همه سال

خیلی ناراحتم خیلی غصه میخورم

فقط خدا میدونه درونم چجوری داره میسوزه

خدایااا خودت به دادم برس میبینی که غصه تمام وجودمو گرفته

میبینی که گریه هامو سرنماز توکجایی


یک شنبه 18 شهريور 1397برچسب:,

|

قلبم

قلبم جوری شکست که صداش تا 7 آسمون خدا رفت

خداباید یه دریایی به اسم من بزنه بنام دریای اشکهای تو

چرا یه انسان ندونسته از روی لج افکاری به سراغش میاد که حقیقت ندارن

اگه اینجور نبود منو تنها نمیذاشت

منی ک جز اون کسی نداشتم و خبر داشت اینو

خدایا من حتی بمیرمم غصه ی دلم پاک نمیشه

در اوج ناباوری تنهام گذاشت

هنوزنمیدونم کجای کارم اشتباه بود

خدایاااااا تو خبر داری که میدونی که چقدر اذیت میشم با من اینکارو نکن


یک شنبه 11 شهريور 1397برچسب:,

|

روزگار سخت

همه چیم که داشتی باشی بی فایدست

وقتی طرف مقابلت  تنهات میذاره میره بی دلیل

میشه یه ادم بی معرفت...یه ادمی که عوض شد

فقط نمیدونم چطور دلش اومد با من اینکارو بکنه

هنوز که هنوزه باور نکردم

نمیدونم چرا دلش یه سنگ شد

شاید از من دلخوره اما پس من چی

خیلی سخته خیلی خدایااااااا چرااا


دو شنبه 5 شهريور 1397برچسب:,

|

درد

خدایا دردم تا کی خواهد بود

نمیتونم باور کنم

نمیتونم

حی خداا


سه شنبه 30 مرداد 1397برچسب:,

|

کاش

خدایا کاش میدونست چقدر در عذابم

کاش میدونست دردی گذاشت تووی دلم

کاش ناراحتش نمیکردم

کاش بی معرفت نبود

خدایا تو کمکم کن تو که از حالم باخبری

نذار تو این عذاب باشم حتی اگه نفسم رو بگیری


یک شنبه 28 مرداد 1397برچسب:,

|

سخت

سخته باور کنی یکی بعد این همه سال تنهات گذاشته رفته

سخته خیلی سخته..حتی تووی تصورت هم نمیگنجه

خدا خودش میدونه من چه حالی دارم چه غصه ای میخورم

چطور تونست این همه خاطراتو یکجا فراموش کنه

چطور شد که فراموش کار شد

کجای کارم اشتباه بود؟هنوز نفهمیدم چه اشتباهی مرتکب شدم

که تاوانش این تنهاییه...نمیتونم درک کنم

خدایااا چرا دنیات و ادماش اینجورین؟

چرا من باید این همه ناراحتی بکشم..چرا زهرا با من این کارو کرد؟


پنج شنبه 25 مرداد 1397برچسب:,

|

غم من

دلم پر از غمه پار غصه...

خیلی زجر میکشم..

خدا میدونه دام ذره ذره اب میشم

از درون میسوزم..

خدایاتنها تو موندی براممم

تا کی زجر بکشم؟تا اخر عمر؟

خدایاا


دو شنبه 22 مرداد 1397برچسب:,

|

هرچند

روزها میگذره اما با تنهایی با درد با غم

وقتی یهو ببینی تنهایی و زیر پات خالیه

دیگه هرچند خوبم باشی تنها خدا میمونه برات و تمام

خدایا تو تنهام نذار


دو شنبه 15 مرداد 1397برچسب:,

|

تنهایی

تنهایی یعنی خودت باشیو خدای خودت

حرفاتو به خدا بگی و تموم

خدایا اسمت ارومم میکنه فقط


پنج شنبه 11 مرداد 1397برچسب:,

|

زندگی کجایی

هر روز که میگذره بیشتر و بیشتر ناراحت میشم

وقتی اسم زهرا میاد وقتی اسم دانشگاه میاد

وقتی خاطرات که هر روز یادم میاد

وقتی زهرا خوشحال بود یادم میاد

وقتی با زهرا کلاس داشتمو یادم میاد

وقتی زهرا اذیتم میکردو یادم میاد

وقتی های زیاد که لحظه به لحظه یادم میاد

تازه یادم میاد زندگی چقدر بی ارزشه

یادم میاد ادمها چقدر زود یادشون میره

یادم میاد زهرا بی معرفت نبود

یادم میاد زهرا اگه لج میکرد تا تهش میرفت

اما یادم میاد زهرا چقدرررر مهربون بود

دیگه زهرایی نیست و خاطراتی که باعث میشه همیشه سرم توو نماز و گریه باشه

خدایا میدونی چقدر ناراحتی  دارم میکشم میدونی دلم هواش چجوریه

خدایا من زهرارو همیشه از تو خواستم پس چی شد؟

خدایا از ته دل میخوام ازت زندگی بدون زهرارو برام زودتر تموم کن

خواسته من از تو همینه و بس.


یک شنبه 7 مرداد 1397برچسب:,

|

چی بگم

چی بگم از زهرا بگم که میدونست دوسش دارمو با احساسم این کارو کرد؟

من این سالها فقط به زهرا دل بسته بودم و امید داشتم روزی به هم برسیم

وقتی یه عمر فکرت فقط یه دختره و کارات به خاطر اون و زندگی تووی مسیری قرار میگیره که

به سمت اون دختر باشه اخرش اون دختر خیلی راحت تنهات بذاره چی میشه به نظرتون؟

کاری که زهرا با من کرد حداقل 10-15سال از زندگی عقب موندم چون

هیچ وقت نمیتونم به کسی فکر کنم..کسی که بعد 6سال همش محبت کن اخرش تنهات بذاره

پس نمیشه به کسی اعتماد کرد..زهرا با احساساتم بازی کرد

چون خبرداشت میخوام چیکار کنم و فکرم پیشش هست

نمیدونم خدا چرا با من این کارو کرد..

سالها به خاطر دختری هرکاری بکن فکرت اون باشه اما اون مثل اب خوردن قالت بذاره

من نمیدونم زهرا چطور تونست خاطراتی که با هم داشتیمو راحت فراموش کنه

من ناراحترین ادم دنیام

خدایااا


شنبه 6 مرداد 1397برچسب:,

|

تولدم گذشت

یک مرداد تولدم بود گذشت

از زهرا خبر ندارم و خیلی راحت قالم گذاشت رفت

دیگه قال گذشتن چجوری باید بود...


سه شنبه 2 مرداد 1397برچسب:,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 36 صفحه بعد



به وبلاگ زهرا جون من خوش آمدید برام دعا کنید به عشقم(زهرا)برسم.

نازترین عکسهای ایرانی

عاشق زهرا:محمد

شهريور 1398
تير 1398
خرداد 1398
مهر 1397
شهريور 1397
مرداد 1397
تير 1397
خرداد 1397
ارديبهشت 1397
فروردين 1397
اسفند 1396
بهمن 1396
دی 1396
آذر 1396
آبان 1396
مهر 1396
شهريور 1396
مرداد 1396
تير 1396
خرداد 1396
ارديبهشت 1396
فروردين 1396
اسفند 1395
بهمن 1395
دی 1395
آذر 1395
آبان 1395
مهر 1395
شهريور 1395
مرداد 1395
تير 1395
خرداد 1395
ارديبهشت 1395
فروردين 1395
اسفند 1394
بهمن 1394
دی 1394
آذر 1394
آبان 1394
مهر 1394
شهريور 1394
مرداد 1394
تير 1394
خرداد 1394
ارديبهشت 1394
فروردين 1394
اسفند 1393
بهمن 1393
دی 1393
آذر 1393
آبان 1393
مهر 1393
شهريور 1393
مرداد 1393
تير 1393
خرداد 1393
ارديبهشت 1393
فروردين 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهريور 1392
مرداد 1392
تير 1392
خرداد 1392
ارديبهشت 1392
فروردين 1392
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
مرداد 1391
تير 1391
خرداد 1391
ارديبهشت 1391
فروردين 1391
اسفند 1390
بهمن 1390

گذشته
کجاباید برم..
یعنی
پست آخر(پایان)
کاملا ساده
رفتن
زمان
غم تنهایی
قلبم
روزگار سخت
درد
کاش
سخت
غم من
هرچند
تنهایی
زندگی کجایی
چی بگم
تولدم گذشت
هنوز
دیروز
هرکاری
حوصله
وقت
خستم
دنیا
از من
فقط بدون
فکر
دلگیر

<..>
<زهرا جان>

<...k> <زهرا>
<-گلم زهرا->

جدید ترین سایت

زیباترین سایت ایرانی

وبلاگ زهراجان

بهترین وبلاگ



نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 105
بازدید دیروز : 222
بازدید هفته : 381
بازدید ماه : 2060
بازدید کل : 1284388
تعداد مطالب : 705
تعداد نظرات : 92
تعداد آنلاین : 1


.: Weblog Themes By www.zahrajan.ir :.


--->
امارگیر سایت